5 استراتژی جذب مشتری برای دستیابی به مشتریان جدید(User Acquisition)

شما می توانید ماه­ها روی یک ایده عالی کار کنید و وقت و انرژی بسیاری برای ساختن یک استراتژی کامل بازاریابی صرف کنید اما بدون مشتری کسب و کار شما  متوقف خواهد شد. رشد و آینده کسب و کار شمابه یک چیز بستگی دارد: جذب مشتری و استراتژی شما.

استراتژی جذب مشتری چیست؟

استراتژی جذب مشتری مجموعه فعالیت‌هایی است که مشاغل برای آوردن مشتری یا مشتری جدید از آن استفاده می کنند. در استراتژی های موفق جذب مشتری از یک رویکرد سیستماتیک و پایدار استفاده می شود که می­تواند با گذشت زمان تکامل یابد.

اگرچه به نظر ساده می­رسد، یافتن فرصت های جدید برای رشد و جذب مشتری در یک بازار شلوغ فزاینده بسیار دشوار است. فقط یک ایمیل که هر روز توسط  میل چیپ ارسال می شود و هر روز بیش از دو میلیون پست وبلاگ منتشر می شود. در دنیای امروز تنها با بدست آوردن هزینه پرداختی به مشتریان ، پیروز خواهید شد از دیگران متمایز شده و  مشتری ‌ای مشتاق  ایجاد کنید.

برای کمک به شما در درک و بهبود جذب مشتریتان ، از رهبران ساس خواسته ایم که بهترین استراتژی ها، تاکتیک­ها و کانال­های جذب مشتری خود را نشان دهند. امیدوارم که این کار به شما ایده­هایی در مورد چگونگی ایجاد رشد پایدار برای تجارتتان ارایه دهد.

5 استراتژی برتر جذب مشتری

  1. شخصیت­های تأثیرگذار خود را برای هدایت جذب مشتری بسیج کنید

وقتی نوبت به اطلاع رسان محصولاتتان می رسد­، از خود بپرسید: مشتریان من و مشتریانی که به دنبال کسب اطلاعات در مورد راه حل­های عالی یا تصمیم گیری برای خرید هستند به چه کسی مراجعه می کنند؟ ،بفهمید چه کسی بیشتر روی چشم انداز شما تأثیر می­گذارد و سپس اعتماد آن تأثیرگذار را جلب کنید.  شما باید هم قلب و هم ذهن آنها را به دست بیاورید.

قبل از پیوستن به اینترکام، کلیه محصولات وخدمات مشاغل کوچک  از جمله حسابداری، حقوق و دستمزد و پرداخت ها را هدایت می کردم. برای محصولات حسابداری و حقوق و دستمزد، اولین شخص تاثیرگذار برای یک خریدار حسابدار بود. منطقی است، درست است؟ وقتی مشاغل کوچک تصمیمات خود را در مورد حسابداری و حقوق و دستمزد می گیرند، در نهایت تقریباً نیمی از وقتشان را با یک حسابدار صحبت می کنند.  بنابراین ما تمرکز خود را بر این گذاشتیم که برای حسابداران عالی باشیم، این یعنی به دست آوردن قلب و ذهن آنها برای کمک به تبلیغاتدهان به دهان.

هنگامی که افرادی را یافتید که به عنوان مشاور قابل اعتماد مشتریان و چشم اندازهای مورد اعتماد شما هستند، باید به آنها در انجام چهار کار کمک کنید، بهاین منظور آنها باید محصولات یا خدمات شما را بشناسند، استفاده کنند، دوست داشته باشند و آن­ها را توصیه کنند.

بدانید: آن­ها نمی توانند راه حل شما را در مورد آن بدانند.

استفاده: برای ایجاد اعتماد ، آن­ها در واقع باید از محصول شما استفاده کنند وآن را درک کنند.

علاقه: کشف اینکه چه چیزی بیشتر از همه برای آن افراد اهمیت دارد بسیار مهم است. اطمینان حاصل کنید که آن­ها ارزش واقعی را تجربه می کنند و ارزش محصول شما را برای دیگران می توانند ببینند. این نیز در مورد دادن تجربه­ای است که از نظر احساسی جذاب باشد، قلب آن­ها) نه فقط ذهن آن­ها) را جلب کند و آنها را هیجان زده کند.

پیشنهاد: روش­هایی را برای کمک به تأثیرگذاران در تقویت این علاقه پیدا کنید. توصیه شما برای محصول آسان و پاداش آور باشد. می توانید از مواردی مانند هزینه­های ارجاع برای همسویی منافع تجاری خود استفاده کنید.  ما قابلیت­هایی را در محصولات خود ایجاد کردیم که باعث می شد زندگی حسابداران در هنگام استفاده مشتریان راحت تر شود، بنابراین آنها انگیزه می گیرند تا با استفاده از محصولات ما افراد بیشتری را جذب کنند. چگونه می­توانید افراد تأثیرگذار خود را برای داشتن افراد بیشتر با استفاده از محصول یا خدمات خود ترغیب کنید؟

  1. رشد را با سودآوری معامله نکنید

یک عبارت تجاری احمقانه قدیمی وجود دارد که می گوید: ما در هر معامله یک دلار ضرر خواهیم کرد، اما حجم آن را جبران خواهیم کرد. این یک روش کاملاً معمول است که مشاغل تأمین شده توسط سرمایه گذاری در مورد چگونگی رشد فکر می کنند. آن­ها فکر می کنند می توانند  بسیاری از سرمایه های بدست آورنده کاربران را بسوزانند و بعداً مسیر درآمدزایی را کشف می کنند. اما هر چقدر حجم داشته باشید، اگر در هر یک از معاملات پول کسب نکنید، به هیچ وجه درآمد نخواهید داشت.

اگر به بسیاری از شرکت‌های موفق که در 36 ماه گذشته  در جریان بوده‌اند نگاه کنید، این دقیقاً همان کاری است که آنها انجام می­دادند. این شرکت­ها افراد فوق العاده باهوش و باتجربه ای داشتند، اما مدل اصلی کسب و کار شکسته شد: آن­ها در حال ایجاد مشاغل حجمی بدون برنامه کاملاً مشخص برای چگونگی حل سوال سودآوری بودند.  برای یک تجارت مناسب، ارزش مشتری باید بیش از هزینه جذب آن مشتری باشد. نیازی نیست که این مسئله را در روز اول کار خود حل کنید، اما باید برای آن برنامه ریزی کنید.

  1. خیلی زود در جذب مشتری سرمایه گذاری نکنید

قطعاً می توانید خیلی زود در خرید سرمایه گذاری کنید.متأسفانه در اولین تلاش ما دقیقاًاین اشتباه را  کردیم.

اگر محصولی متناسب با آن کانال ندارید، توصیه می­کنم از آن استفاده نکنید.  به عنوان مثال ما محصولی داشتیم که هنوز در حال تأیید مناسب بودن بازار و محصول بودیم . طبیعتاً من به عنوان بازاریاب به  میان مردم رفتم،  مخاطب درست کردم، یک لیست ایمیل درست کردم. ما وبلاگ نویسی را شروع کردیم.  ترافیک زیادی داشتیم و  مردم حتی به مشتری تبدیل شدند.  اما بازخوردی که از ماه اول گرفتیم این بود: فکر نمی­کنم این محصول برای من مناسب باشد. این محصول خوبی نیست. ما کل آن کانال را هدر دادیم، و افراد زیادی در مورد ما صحبت می کردند، اما این یک مسئله واقعا بد است زیرا اولین برداشت آن مردم از ما محصولی بود که به درد آنها نمی­خورد یا محصول بدی بود.

در روزهای اول، اگر می­فهمید که محصولتان هنوز کاملاً آماده نشده است، محتوایی را که می دانید قرار است به طور بالقوه بهینه شود یا موضوعی قابل رتبه بندی است ایجاد کنید. از طریق کانال­هایی که می­توانید آن­ها را روشن یا خاموش کنید  به میان مردم بروید ، مانند ایمیل یا تبلیغات خروجی .اطمینان حاصل کنید که وقتی آن­ها را روشن می کنید بازخورد و داده دریافت می کنید و سپس آنها را خاموش کنید تا آماده شوید.

  1. با بازاریابی محتوا بی امان باشید

من اخیراً با نیل پاتل در مورد رشد صحبت می­کردم و درباره کانال­هایی بحث کردیم که هر دو در دراز مدت سرمایه گذاری خواهیم کرد. اگر بخواهیم همه چیز را از نو شروع کنیم، چه کاری انجام می­دهیم؟ پاسخ پاسخی بود که انتظار داشتید ماهم بدهیم: بازاریابی محتوایی.

روشی که من آن را می­بینم و نوعی از آن را نیل نیز می بیند، محتوا پایه و اساس جذب مشتری است. اگرروی بازاریابی محتوا کار می­کنید پس می­توانید افراد را دوباره هدف گیری کنید. شما می­توانید مخاطبان زیبایی را در کانال­های مختلف ایجاد کنید. اگر در حال ایجاد محتوای عالی هستید ، پیوندهایی ایجاد می کند که باعث افزایش اعتبار دامنه شما می شود.

می توانید محتوای بیشتری بنویسید و سپس می توانید ایمیل های بیشتری را جمع آوری کنید و نرخ تبدیل خود را از آنجا بهینه کنید، اما همه چیز ابتدا با محتوا شروع می­شود. به بسیاری از شرکت­های رسانه ای نگاه کنید، آن­ها اکنون بخش خدمات آژانس را ایجاد می­کنند. ابتدا ایجاد مخاطب آسان تر است و سپس از آنجا می توانید شاخه های خود را به مناطق دیگر برسانید.

داستانی را برایتان تعریف می­کنم. چهار سال پیش من شش ساعت در هفته را در “همه جا رشد” ، اولین پادکستی که شروع کردم، صرف می کردم. ویرایش و ضبط،  سال اول همه کارها را با دست انجام دادم. و بعد از سال اول فقط 9 بارگیری در روز داشتم.  این تعداد وحشتناک است.  من احتمالاً باید تسلیم می­شدم، اما ادامه می­دادم زیرا مردم مرتباً به من ایمیل می­زدند و می­گفتند:«سلام، نمی دانم چرا بارگیری بیشتری نمی کنید اما این پادکست بسیار مفید بوده .»این بازخورد در زندگی من تغییری ایجاد کرد که  من یک سال دیگر کار کردم، دوباره شش ساعت در هفته و فقط 30 بارگیری در روز داشتم.

امروزه “رشد در همه جا” حدود  80000 بارگیری در ماه دارد.  بد نیست  اما پادکست “بازاریابی مدرسه” ماهیانه640000 بارگیری می کند.  آنها موفق شدند زیرا من بی امان بودم.

من چارچوبی  ارائه خواهم داد که دنبال کردن آن برای همه آسان است. این چارچوب استفاده مجدد از محتوا  است. این چارچوب این نمودار جریان را دارد که می­توانید هنگام ایجاد محتوا از آن پیروی کنید و به این معنی نیست که همیشه باید  مطالب جدیدی بنویسید. اگر از آن چارچوب استفاده کنید، واقعاً خوب پیش خواهد رفت.

استفاده مجدد از مطالب

حرف من این است که فقط بی امان کار کنید.  بازاریابی محتوا جواب می­دهد.  بازاریابی محتوا پایه­ای برای ساخت هر کاری است که می­خواهید در دراز مدت انجام دهید. بله، زمان می برد، اما هر چیز خوبی  به زمان نیاز دارد . فقط صبور باش.

  1. مشتری های درستی پیدا کنید

یکی از مواردی که من واقعاً نگران آن هستم این است که ما فقط تیم­های رایگان را خریداری نمی­کنیم. ما اینجا هستیم تا تیم هایی را بدست آوریم که در برخی مواقع توانایی پرداخت محصولمان دارند. سال گذشته ما از پرسیدن «چند تیم ایجاد می کنیم؟» به «ما چند تیم کاری ایجاد می کنیم؟» رسیدیم. اگرچه مقداری از ایجاد تیم ما اجتماعی است، اما بر اساس میزان علاقه مردم  به، تیم­های کاری تیم­هایی  هم هستند که  پول می دهند.

سپس ما از مشاهده تیم­های کاری ایجاد شده به سمت جستجوی آنچه ما «تیم های کاری فعال ایجاد شده اولیه» می نامیم، که تیم­هایی هستند که در واقع شخصی را برای عضویت دعوت کرده اند حرکت کردیم.  یک تیم  که یک نفر باشد نقطه­ای تنهاست و بعید به نظر می­رسد موفق باشد. و بعد از این، اگر تیمی از چند نفر دعوت کرده است  آیا آنها پیامی را رد و بدل کرده اند؟ این نوار نسبتاً کوتاهی است، زیرا باید چیزی باشد که مردم بتوانند به سرعت به آن برسند، بنابراین ما می­توانیم تکرار و آزمایش کنیم و پنج ماه صبر نکنیم.

بررسی دقیق متغیر معیارها و متوقف نشدن در فقط تعداد ایجاد تیم، برای دانستن اینکه آیا برای شرکت ارزش بالایی داریم، بسیار مهم است.  اصطکاک در راه اندازی یک تیم به حدی کم است که اگر به آن توجه نکنید می­توانید تیم­های واقعا بی کیفیت زیادی را هدایت کنید.

 

 

ارسال نظر